Persian

مصاحبه با حسام الحملاوی: انقلاب مصر ادامه دارد

 مصاحبة كندده: علي مصطفى

ترجمه از : حبيب بكتاش

مقدمه مترجم

 

مصاحبه‌ای که در اختیار شماست، مصاحبه‌ای است که علی مصطفی با حسام الحملاوی انجام داده و بتاریخ ١٠ دسامبر ٢٠١١ در سایت اینترنتی علی مصطفی بنام “از فرای حاشیه ها” – From Beyond The Margins– منتشر شده است. علی مصطفی یک ژورنالیست آزاد، یک بلاگر و یک فعال اجتماعی هست. حسام الحملاوی معرف حضور خوانندگان هست، او یک بلاگر، یک مورخ، یک عکاس، و یک فعال اجتماعی است که در پروسه انقلاب مصر نقش بسزایی داشته است. تا جایی که من شناخت دارم، حسام رساترین و رادیکالترین صدای انقلاب مصر است. نوشته‌ها، سخنرانیها، و مصاحبه‌های او نقش بارزی در ارائه یک تصویر واقعی از انقلاب مصر داشته‌اند.

در این مصاحبه مسائل کلیدی انقلاب مصر در حال حاضر و چشم انداز پیشروی آن در آینده مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. بطور مشخص، خیزشهای ٢٥ ژانویه و ١٨ نوامبر، نقش ارتش، انتخابات و نقش گروههای اسلامی، نقش طبقه کارگر، لیبرالها، تحزب و سازماندهی و اقدامات لازم برای زنده نگه داشتن و پیشبرد انقلاب مورد کنکاش قرار گرفته‌اند. بنظر میرسد که چپ مصر به ضرورت حیاتی تحزب و سازماندهی و به نقش طبقه کارگر و به رابطه و پیوند این دو واقف هست. انقلاب مصر، مثل تمام انقلاب‌های منطقه و مثل جنبش اشغال، از کمبود، و در حقیقت از نبود یک شبکه سازمانی منسجم و گسترده، یک حزب با برنامه روشن، و یک رهبری شناخته شده رنج میبرند. برای پیروزی هر انقلاب تمام عیار با خواستهای رادیکال مسئله تحزب و رهبری یک امر حیاتی هست، و از این مصاحبه حسام بنظر میرسد که فعالین سوسیالیست و انقلابی مصر بر این امر اشراف دارند و در پی ساختن آن هستند.

***

حسام الحملاوی یک روزنامه نگار، عکاس، و فعال اجتماعی از قاهره است که بلاگ پربیننده 3arabawy را اداره میکند. او همچنین فعالانه با “سوسیالیستهای انقلابی”، مرکز مطالعات سوسیالیستی، و “حزب دموکراتیک کارگران” فعالیت میکند. من این شانس را داشتم که با او نشستی داشته باشم و درباره نظرات او در مورد وضعیت جاری انقلاب مصر، بعد از آخرین خیزش در میدان تحریر در نوامبر – مسلما شدید‌ترین و مهمترین نماش مقاومت توده‌ای که در برابر رژیم نظامی حاکم از قیام ٢٥ ژانویه ( که رئیس جمهور سابق، حسنی مبارک، را سرنگون کرد) تا بحال صورت گرفته – گفتگویی با او داشته باشم.

علی مصطفی: اولین انتخابات پارلمانی بعد از دوره مبارک بر زمینه درگیریهای خونین بین نیروهای امنیت دولتی و تظاهرات کنندگان در و اطراف میدان تحریر که حداقل ٤٢ کشته و بیشتر از ٣٠٠٠ زخمی برجای گذاشت صحنه چینی شده است. دقیقا چه چیزی مایه بروز خشونتهای اخیر شد و فکر میکنید این شرایط چه تاثیری بر مشروعیت انتخابات خواهد داشت؟

حسام الحملاوی: آنچه که باعث خیزش اخیر شد همان شرایطی هستند که خیزش ژانویه را نیز بوجود آوردند. چیز زیادی طی ماههای گذشته تغییر نکرده است، بنابر این شرایط عینی برای شورش وجود داشت؛ تنها چیزی که ما احتیاج داشتیم یک محرک بود، باید چیزی اتفاق میافتاد تا کل اوضاع را دوباره شعله ور میکرد. ما قبلا هم این را داشتیم. این اولین بار نبود که ما از این نوع درگیریها داشته‌ایم. اینها را در ٢٨ و ٢٩ ژوئن نیز داشتیم، و جرقه اصلی همیشه وحشیگری پلیس است – وحشیگری که به این زودیها از بین نخواهد رفت، بخاطر اینکه وزارت امنیت هنوز دست نخورده سر جایش هست، و رژیم هنوز دست نخورده سر جایش هست. این خیزش برای همیشه ادامه نخواهد داشت و هم اکنون رو به خاموشی دارد، اما من معتقدم که آخرین خیزش نخواهد بود. خیزشهای بیشتری در آینده بدنبال خواهند آمد.

این چه تاثیری بر مشروعیت انتخابات داشته است؟ البته که تاثیر داشته است. من حتی قبل از خیزش اخیر موضع تحریم انتخاباتهای پیش رو را گرفته بودم، بخاطر اینکه انتخابات درحالی اتفاق میافتد که شورای عالی نیروهای مسلح (اسکف) هنوز قدرت را در دست دارد. شما نمیتوانید انتخابات تمیزی داشته باشید در حالیکه ژنرالهای مبارک هنوز صحنه گردان هستند یا زمانی که ارتش، همراه با پلیس، مردم را در تحریر و ماسپرو قتل و عام کرده است. آنها حتی حسابرسی نشدند و حالا آنها قرار است مسئولیت سرپرستی تمام پروسه انتخابات را داشته باشند؟

مهمتر اینکه این انتخابات درباره این نیست که شما به چه کسی برای این پارلمان مضحک رای میدهید. بحث من این بود که حتی اگر شما صد در صد پارلمان را از سوسیالیستهای انقلابی انتخاب کنید- چه برسد به سلفیها و اخوان- شما هنوز قادر نخواهید بود به اهداف انقلاب دست یابید. اگر امروز شما یک پیامبر یا امام را نخست وزیر مصر کنید، او هنوز عروسکی در دست اسکاف باقی خواهد ماند. اگر شما امروز یک رئیس جمهور انتخاب کنید، د رحالیکه شرایط به این شکلی باشد که هست، او نیز عروسکی در دست اسکاف خواهد بود. اسکاف مدلی را انتخاب میکند که شبیه مدل قدیمی ترکیه است، مدلی که مردم با انتخابات مشغول میشوند، سیاست مداران غیرنظامی با کت و شلوار را انتخاب میکنند، کابینه غیر نظامی دارند، اما با خطوط قرمز مشخصی که نمیشود ازشان رد شد، و اگر از آنها رد شوید یک تلفن از ارتش دریافت خواهید کرد- یا اینکه کودتا خواهید داشت.

بر خلاف فعالین دیگر که ممکن است به شما بگویند که اسکاف هرگز قصد ترک قدرت را ندارد و میخواهد برای همیشه در قدرت بماند، من صادقانه بر این اعتقادم که آنها میخواهند ترک کنند، اما آنها میخواهند تحت شرایطی به پادگانهای خود برگردند که به آنها اجازه میدهد امتیازات خود را حفظ کنند، مجبور نباشند در برابر دولت حساب پس بدهند، و بر بودجه ارتش کنترل داشته باشند بطوری که مطمئن باشند که کاهش پیدا نمکند. آنها چرا باید مشغول اداره امور روزانه کشور باشند وقتی که میتوانند یک دولت عروسکی داشته باشند که این کار را برایشان میکند و آنها تمام امتیازات خود را حفظ میکنند. بنابر این، کسانی که بیشتر از همه مشتاق انتخابات هستند اسکاف هست! برخلاف تئوریهای توطئه که به شما خواهند گفت آنها این خشونتها را تحریک کردند تا انتخابات را عقب بیاندازند، اینطور نیست، آنها طالب انتخابات هستند.

علی مصطفی: مقایسه‌های زیادی بین خیزش اخیر و خیزش ٢٥ ژانویه وجود داشته‌اند. تشابهات و تفاوتهای کلیدی این دو کدامها هستند؟

حسام الحملاوی: در روزهای اول و یا دوم این خیزش، من با آرامش خاطر خطوط موازی (تشابهات) با ٢٨ و ٢٩ ژوئن را ترسیم میکردم، اما چنان که خیزش وارد روز سوم خود شد من قطعا ژانویه را بیاد می‌آوردم. شدت درگیریها با پلیس قطعا از ژانویه به بعد بیسابقه بوده است. شما میتوانید خطوط موازی بین این دو را بلحاظ وحشیگری پلیس که جرقه خیزش را میزد، بلحاظ تاکتیک اشغال میدان، بلحاظ حتی تکرار جنگی یکسان در خیابان محمد محمود که بسیار شبیه ٢٩ ژانویه بود ترسیم کنید- روز بعد از “جمعه خشم”، یک قتل عام در خیابان اتفاق افتاد. البته تفاوتهایی وجود دارند. برخی از اقشار مردمی که در خیزش ژانویه شرکت کرده بودند در خیزش نوامبر نبودند، شرکت مردم در ژانویه وسیعتر بود.

تفاوت کیفی دیگر این است که در ژانویه ما علیه مبارک انقلاب میکردیم، حالا ما علیه ژنرالهای او خیزش میکردیم. این یک نقطه مثبت است، به این معنی که ما راه درازی را طی کرده‌ایم. در فوریه یا مارس، اگر شما علیه ژنرالهای ارتش شعار میدادید، شما شاید توسط خود مردم زجرکش میشدید- نه توسط پلیس نظامی- منظور من اینست که توسط مردم. بیشتر مردم در آن زمان به دروغها و تبلیغات ارتش درباره اینکه آنها حافظ انقلاب هستند، یا اینکه این تحریر است که باعث بی ثباتی است، باور داشتند. اما ده ماه بعد از آن، وقتی که شما این خیزش تمام عیار را دارید که اساسا علیه ارتش است، و یک اشغال پرقدرت که چندین روز بطول انجامید، با یک خواست مبنی بر زندانی کردن ژنرالها، اینجاست که شما میدانید که بلحاظ ذهنیت مردم راه درازی طی شده است. این روشن است که خیزش موفق نشد، ما هنوز ژنرالها را داریم که کشور را اداره میکنند. اما این آخرین خیزش نخواهد بود و من فکر میکنم که ما حداقل بین ٣ تا ٦ سال جزر و مد خواهیم داشت، از نبردهایی که خواهیم برد و نبردهایی که خواهیم باخت. اما، در مجموع، من خوشبین هستم. من در این مورد بدبین نیستم.

علی مصطفی: ارتش مصر، برهبری اسکاف، یک نهاد مرکزی برای چندین دهه در کشور بوده است. موقعیت ارتش را در حیات سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی مصر چگونه توصیف میکنید، و پایه تاریخی برای عمق حمایتی که هنوز در میان مردم عادی مصر دارد چیست؟

حسام الحملاوی: این تصویر که ارتش مردمی‌ترین نهاد در بین مردم مصر است تماما دروغ است. چگونه میشود این قضاوت را داشت؟ آیا موقع سربازگیری صدها هزار جوان مصری به کمپها هجوم میبرند تا به خدمت در آیند؟ نه، همه تلاش دارند با رشوه راهی برای خلاصی پیدا کنند، یا از خدمت طفره روند- در واقع این معیار سنجش (بارومتر) است. رفتار مردم مصر بموقع سربازگیری چگونه است؟

در این کشور ارتش از سال ١٩٥٢ نهاد حکومت بوده است. تمام رئیس جمهورها پیشینه نظامی داشته‌اند. بیشتر وزرای کابینه هم پیشینه ژنرال ارتش داشته‌اند. بیشتر فرمانداران هم پیشینه مشابه داشته‌اند. بیشتر مدیرعامل ها در بخش عمومی بعد از بازنشستگی از خدمت ارتش شرکتها بعنوان پاداش در اختیارشان قرار داده میشود. بنابر این، ارتش در حیات مدنی ما تثبیت شده است. آنها بین ٢٥ تا ٤٠ درصد از اقتصاد ما را کنترل میکنند. شما نمیتوانید آمار دقیق بدست آورید بخاطر اینکه برای چند دهه گذشته یک پرده آهنینی وجود دارد که ارتش دور خود کشیده است. اسکاف هرساله ٣/١ بیلیون دلار از مالیات پردازان آمریکا دریافت میکند، و آنها دومین دریافت دارنده کمک مالی آمریکا بعد از اسرائیل هستند.

برخی از مصریها، یا لایه‌های وسیعی از مردم مصر، در فوریه، مارس، آوریل و تا تابستان امسال از ارتش پشتیبانی کردند، به چند دلیل: برخیها دروغهای ارتش را مبنی بر حفاظت آنها از انقلاب باور کردند. برخیها صرفا احساس ناامنی میکردند- خودتان را در موقعیت یک شهروند متوسط مصر قرار دهید که ایدئولوژیک (آرمانگرا) نیست و دارد زندگی روزمره خود را میکند و ناگهان همه چیز در اطراف او فرومی پاشد- و آلترناتیو روشن نیست. برای بیشتر مردم مصر، بنا به تبلیغات، ارتش آخرین نهاد پا برجا در مصر بود- اگر ارتش فروبپاشد اسرائیل حمله خواهد کرد، یا مصر خودش فروخواهد پاشید. در واقع، ارتش همان کارت “هرج و مرج” را بازی میکند که مبارک کرد، میگوید که اگر ارتش از قدرت پایین بیاید هرج و مرج همه جا را خواهد گرفت. و بالاخره، مردم بسیار خسته بودند. به معنی واقعی کلمه، همه خسته بودند. ما وارد یک خیزش ١٨ روزه شدیم که در آن خیلیها را از دست دادیم- نگه داشتن سازماندهی میدان تحریر و تمام میدانهای دیگر در دور این جنبش بسیار خسته کننده بود. در آن زمان همه کس احتیاج داشت اندکی نفس تازه کند. بنابر این، این است توصیف من از نوع حمایتی که ارتش داشت.

حالا، البته ارتش از انقلاب محافظت نکرد. تنها دلیلی که ارتش در تحریر و سایر جاها علیه تظاهرات کنندگان شلیک نکرد اینست که شما دو تا ارتش دارید: شما ارتش ژنرالها را دارید و شما ارتش سربازان فقیرو افسران جوان را دارید که همان دردها و سختیها را دارند که سایر مردم مصر. ژنرالها بخوبی آگاه بودند که اگر آنها دستور میدادند که تانکها ما را در تحریر توپ باران کنند، این ارتش سقوط میکرد- شما سرکشی و یا سرپیچی از دستورات را میداشتید. بنابر این، ژنرالها امیدوار بودند که آنها ساکت خواهند ماند، خنثی خواهند بود، و اوباشان ما را تمام خواهند کرد، شبیه آنچه که در “نبرد شتر” اتفاق افتاد. حالا آنها قطعا طی ماههای گذشته اعتبار از دست داده‌اند. مردم مصر احمق نیستند! بله، من ممکن است امروز از ارتش حمایت کرده باشم، اما اگر من شاهد آن باشم که آنها به قول خود عمل نمیکنند و شاهد این باشم که وضعیت خود من به همان بدی هست که بود، یا حتی بدتر از آنی میشود که قبل از انقلاب بود، من مجبور خواهم بود که بعد از یک مدت از توهم در بیایم. بنابر این، من قطعا میگویم که ما در رابطه با ذهنیت مردم در شرایط بسیار بهتری در مقایسه با فوریه هستیم.

علی مصطفی: انتظار میرود که حزب آزادی و عدالت (اف.جی.پی) اخوان المسلمین وضعیت بسیار خوبی در انتخابات خواهد داشت، حتی بهتر از آنچه که پیش بینی میشد، بخاطر اینکه بسیاری از مردم تصمیم دارند از رای دادن خود داری کنند و یا انتخابات را تحریم کنند. بنظر شما اخوان المسلمین در حال حاضر چه نقشی در انقلاب مصر بازی میکنند و چگونه آنرا با دوره ژانویه و فوریه مقایسه میکنید؟

حسام الحملاوی: نقش آنها از دوره ژانویه یا فوریه متفاوت نبوده است. بخاطر داشته باشید که اخوان سه روز اول خیزش را تایید نکرد. آنها تنها در “جمعه خشم”، ٢٨ ژانویه آنرا تایید کردند، زمانی که روشن بود که با یا بدون تایید آنها یک خیزش در جریان است. اما قشر جوان آنها از روز اول در پروسه انقلاب شرکت داشته‌اند- یا حداقل بخشهایی از قشر جوان آنها شرکت کرده‌اند، و عمل آنها در میدان تحریر و جاهای دیگر طی ١٨ روز از امروز متفاوت نبوده است. جوانان یک نقش قهرمانانه در نبردها با پلیس بازی کردند و جانباختگان زیادی دادند. اما رهبری آنها همیشه در صدد سازش در جریان ١٨ روزه بودند.

از ١١ فوریه به بعد که مبارک سقوط کرد، رهبری آنها هیچ اعتراضی را مورد تایید قرار ندادند، غیر از حدود سه مورد: یکی که سقوط مبارک را جشن میگرفت یک هفته بعد اتفاق افتاد، ٢٩ جولای، و این آخری در ١٨ نوامبر. اینها تنها سه مورد اعتراض توده‌ای هست که اخوان مورد تایید قرار داد. اما جوانان آنها در اعتراضات ما شرکت می‌کرده‌اند، و هستند کسانی که سرخورده میشوند و استعفا میدهند. بنابر این، با اینکه رهبری آنها محافظه کار است و بعضا ضد انقلاب هستند، جوانان آنها روایت دیگریست. و این آن چیزی هست که من و چپهای سکولار دیگر رویش سرمایه گذاری میکنیم- اینکه با ادامه این رادیکالیزه شدن، انشعابهای بیشتری در اخوان و سایر گروههای مذهبی خواهد بود.

علی مصطفی: در حال حاضر مردم مصر طوری تصویر میشوند که بین “اسلامیها” از یکطرف و حاکمیت نظامی تحت اسکاف از طرف دیگر گیر کرده باشند- گویا که اینها تنها آلترناتیوهای واقعی برای مصر هستند. بنظر شما لیبرالها، طبقه کارگر، و رادیکالها چه نقشی باید در این مرحله بحرانی بازی کنند؟

حسام الحملاوی: میدانید که این همان سناریویی هست که مبارک تلاش داشت روی میز بگذارد- یا من هستم یا این “هیولاهای” ریشو؛ یا من هستم یا هرج و مرج. بلحاظ سیاسی، وقتی رویش فکر میکنی، بلحاظ انتخابات، این ممکن است درست باشد- شما یا ان.دی.پی (حزب دموکراتیک نوین مبارک) را انتخاب میکنید یا “اسلامیستها” را انتخاب میکنید- اما من اینجا دارم درباره سیاست در میدان عمل صحبت میکنم. نه. آلترناتیوهای دیگری وجود دارند. چپ انقلابی پیروزیهایی بدست آورده است، پیروزیهای بسیار بزرگی، از ژانویه تا حال، بلحاظ افزایش افق تاثیر گذاری خود و حضور فیزیکی خود در میدان عمل. دخالت ما در اقدامات صنعتی (اعتراضات و اعتصابات و تحصن‌های کارگری. مترجم) قطعا بلوغ بسیار بیشتری می‌یابد و بسیار بیشتر از پیش سازماندهی شده است. طی این خیزش اخیر، از دید من بعنوان یک سوسیالیست انقلابی، میتوانم بگویم که گروه من یک نقش بسیار سازماندهی شده‌تر و موثرتری نسبت به روزهای نخست خیزش ژانویه بازی کرد که ما همه شگفت زده بودیم. اینبار دخالت ما بسیار سریعتر بود.

لیبرالها یک داستان کاملا متفاوتی هستند. لیبرالها چند شقه هستند. کسانی مثل ناقیب ساویریس هستند، راکفلر مصری ما، که متحد نزدیک مبارک بود و حالا حزب مصریهای آزاد را رهبری میکند. بنا به یک مصاحبه رسوا با بلومبرگ که او تابستان گذشته انجام داد، موقعی که از او پرسیده شد دلیل تاسیس این حزب چیست، او گفت که دلیل دست بالا داشتن عقاید سوسیالیستی در میان جوانان است- او سلفیها یا اخوانیها را ذکر نکرد. او یک تاجر است که منافع خود را بسیارخوب تشخیص میدهد. اما یک مسئله با ترمینولوژی (کلمه لیبرال) وجود دارد، بخاطر اینکه بسیاری از این لیبرالها، کسانی که خود را لیبرال توصیف میکنند، در واقع چپ رادیکال هستند، اما آنها خودشان متوجه آن نیستند- به همان طریق، بسیاری از چپها بنظر من لیبرال هستند که ربطی به چپ ندارند.

اما من معتقدم که آکسیونهای کارگری که در ماههای آینده اتفاق خواهد افتاد حتی رزمنده‌تر (میلیتانت تر) از ماهها قبل خواهد بود. چرا؟ بخاطر اینکه اسکاف توانسته است انتظارات یک لایه از مردم را در رابطه با پارلمان آینده بالا ببرد- شما بما گفتید که اعتراضات خود را تعلیق کنیم، شما بما گفتید که اعتصاباتمان را متوقف کنیم، شما بما گفتید که تحریر بد بود، شما بما گفتید که تمام این ماهها را منتظر باشیم تا یک کابینه غیر نظامی بدست آوریم که بطور معجزه آسایی تمام مشکلات ما را حل خواهد کرد. بسیار خوب، ما پارلمان غیر نظامی خود را بدست آوردیم، و آن قادر نیست هیچ کاری انجام بدهد! بنظر من این یک موج جدیدی از آکسیونهای کارگری را شعله ور خواهد ساخت.

علی مصطفی: آیا میتوانید یک شمای کلی از احزاب، گروهها و ائتلافهای چپ که بعد از ٢٥ ژانویه از انقلاب مصر برخاسته‌اند بما بدهید، و نظر شما در رابطه با پیشرفتی که در جبهه سیاسی سازمانیافته در مقایسه با مقاومت مردمی در صحنه عمل بدست آمده است چیست؟

حسام الحملاوی: قطعا نقشه در مقایسه با دوره قبل از ژانویه وسیعتر میشود. در جبهه چپ حالا شما اتحاد مردمی سوسیالیستی را دارید، که یک چتر سیاسی هست که چندین گروه متفاوت چپ را در خود جای میدهد. شما ما را دارید، سوسیالیستهای انقلابی، که بزرگترین گروه در بین چپهای رادیکال در مصر است. شما حزب دموکراتیک کارگران را دارید، که حزبی هست که سوسیالیستهای انقلابی بخشی از تلاش برای ساختن آن هستند (اما این یک حزب سوسیالیستهای انقلابی نیست، بسیاری از مردم این دو را اشتباه میگیردند). حزب کمونیست مصر اخیرا تجدید حیات یافت، و آنها در اول مهر با پرچمهای سرخ به صحنه عمومی آمدند، اما من میدانم که آنها با مشکل مواجه هستند بخاطر اینکه ما در حال حاضر بسیاری از جوانان آنها را جذب میکنیم. شما حزب سوسیالیست مصر را دارید، که توسط شخصیتهایی از نسل فعالین دانشجویی سالهای ١٩٧٠ تاسیس شد. شما همچنین حزب سوسیال دموکرات مصر را دارید- بنابراین صحنه موزائیکی‌تر میشود، اگر بتوانم اینطوری توصیف کنم.

شما کسانی را پیدا خواهید کرد که از عدم وجود اتحاد در جبهه چپ ناله میکنند، اما باید بگویم که من واقعا زیاد نگران آن نیستم. چرا؟ بخاطر اینکه ما ٨٥ میلیون انسان هستیم که برای یک مدت بسیار طولانی زیر سرپوش بوده‌ایم، وقتی شما سرپوش را برمیدارید این بسیار طبیعی هست که همه بیرون خواهند آمد، مردم شروع میکنند به تشکیل گروهها، و شاید این گروهها در هم ادغام خواهند شد، یا شاید آنها انشعاب خواهند کرد، یا شاید به پدیده‌های بزرگتری تغییر شکل خواهند داد- مثل کانادا نیست که شما هر جمعی از فعالین که بروید برای دوازده گروه چپ صندلی خواهید دید. بله، شما شاید آنها را مسخره کنید و بگویید که این گروه فقط سه نفر عضو در تمام کانادا دارد، اما آن یک دنیای کوچک است. اگر شما ٨٥ میلیون نفر جمعیت دارید، چرا ١٢ حزب سوسیالیستی متفاوت نداشته باشید. شما میتوانید!

علی مصطفی: در باره جبهه سیاسی سازمانیافته در مقایسه با مقاومت توده‌ای؟

حسام الحملاوی: این یک دروغ محض خواهد بود اگر ادعا کنیم که نیروهای سوسیالیستی، شامل خود ما، رهبری موج اعتصابات یا مقاومت توده‌ای را در دست دارند. شما قطعا با بزرگترین موج اعتصابات روبرو هستید که این کشور از ١٩٤٦ بخود دیده است؛ این موج اعتصاب که از دسامبر سال ٢٠٠٦ تا امروز مستمر بوده است، طولانی مدت‌ترین، قویترین، و بادوامترین موج اعتصاب تاریخ ما هست، از سال ١٩٤٦. حتی سالهای ١٩٧٠ آنقدر قوی نبود که ما امروز هستیم. اما باز، این آکسیونها بطور خودبخودی و مستقل از هر گروه فعال اتفاق میافتند. گروههای فعال در برخی کارگاهها، برخی کارخانه‌ها، برخی محیطهای کار، و برخی اتحادیه‌ها حضور دارند، اما آنها به هیچ وجه صحنه گردان نمایش نیستند. ما ابدا نمیتوانیم چنین ادعایی داشته باشیم. بنابراین، جنبش کارگری جهشهای عظیمی به جلو بر میدارد- آنها پیروزیهای درخشانی داشته‌اند بلحاظ اعتصابات موفق، کنار زدن مدیریت کهنه در بسیاری از کارخانه‌ها که به رژیم کهنه مربوط بودند، تشکیل اتحادیه‌های مستقل، منحل کردن اتحادیه‌های فاسدی که بعضا داشتند- اما این مستقل از گروههای فعال است. گروههای فعال در برخی جاها حظور دارند و آنها نقش قهرمانانه‌ای در تحرکات داشته‌اند، اما من فکر میکنم که بمنظور تهیه رهبری واقعی برای طبقه کارگر مصر در میدان عمل ما راه درازی در پیش داریم.

علی مصطفی: شما برای سالهای زیادی یک فعال اجتماعی در صحنه مصر بوده‌اید و در گذشته اظهار داشته‌اید که در نهایت تنها یک اعتصاب عمومی رژیم نظامی را برای همیشه سرنگون خواهد کرد. آیا میتوانید موقعیت مبارزه کارگران مصر در این نقطه را توضیح دهید، منجمله برخی از آکسیونها و اعتصابات کلیدی که در ماههای اخیر اتفاق افتاده است، و اینکه به اعتقاد شما ضرورتهای لازم برای تحرک کارگران در بخشهای مختلف بسمت انجام یک اعتصاب عمومی تحت شرایط حاضر کدامند؟

حسام الحملاوی: وقتی که مبارک در ١١ فوریه ساقط شد و طبقه متوسط و بیشتر گروههای جوانان خیلی خوشحالتر بودند که تحصن میدان تحریر را به تعلیق بیاندازند و در میان تمام تبلیغات ناسیونالیستی فراخوانهایی وجود داشت که همه بر سر کار برگردند- خوب، بیایید یک مصر جدید بسازیم و ١١٠ درصد همت درسر کار بخرج دهیم- طبقه کارگر نرفت. برای یک روزنامه نگار مثل من، من میتوانم برای ١٨ روز سر کار نروم و زندگیم را بگذرانم، اما بعد بروم به پست مقاله نویسی، جاییکه چندین هزار پوند مصری در ماه دریافت خواهم کرد. اما یک کارگر حمل و نقل عمومی اساسا نمیتواند اعتصاب خود را تعلیق کند و به خانه برگردد و به فرزندان خود بگوید، “من هنوز بعد از پانزده سال خدمت ١٨٩ پوند مصری درآمد ماهانه دارم. بگذارید برای شش ماه دیگر صبر کنیم تا حکومت نظامیان یک کابینه غیر نظامی به ما بدهد تا تمام مشکلات ما را حل کند.” (یک دلار آمریکا معادل حدود ٦ پاند مصری هست. مترجم).

بنا به اظهار یکی ازدوستان سازمانده کارگری من، شما شاهد ١٥٠٠ آکسیون کارگری فقط در ماه فوریه بودید، که برابر است با کل آکسیونهای کارگری در سال ٢٠١٠. حالا، این آکسیونهای کارگری از فوریه تا مارس ادامه یافت و در آوریل، مه و ژوئن کمی کاهش یافت. اما بعد شما ماه سپتامبر را دارید، که احتمالا ماهی بود که ما بیشترین اعتصابات را داشتیم، که سه چهارم یک میلیون نفر از مردم مصر در اعتصاب شرکت کردند؛ اینها بیشتر در بخش حمل و نقل عمومی، معلمان، پزشکان، و کارخانه‌های پالایش شکر بودند. اینجا ما اعتصابات بزرگ را ذکر میکنیم، اما اگر شما روزنامه‌ای را در این زمانها باز می‌کردید، اعتصابات ناگهانی و بدون مجوز قانونی را همه جا میدید.

ما شاهد هیچ اعتصابی در حمایت از تحریر در خیزش اخیر نبودیم؛ این درست است که فدراسیون اتحادیه‌های مستقل مصر و برخی اتحادیه‌های مستقل، از تحریر حمایت کردند و پرچمهایشان را در میدان تحریر داشتند و یک حضور سمبلیک داشتند، اما آنها بطور تمام عیار به تحرک در نیامدند. توضیح من در این مورد اینستکه، از یک طرف، فدراسیون مستقل به حد کافی ریشه ندوانده است که بتواند یک اعتصاب عمومی را سازمان دهد؛ و دوم اینکه، طبقه کارگر معمولا آخرین طبقه است که به حرکت در میاید- این برای جوانان و رادیکالها بسیار ساده‌تر است که خانواده یا دانشگاه خود را برای یک ماه ترک کنند و به تحریر بروند و کمپ بزنند. اگر شما یک کارگر هستید، و شما چهار بچه دارید و از ٩ تا ٥ و بعضی وقتها از ٩ تا ٧ کار میکنید، سازمان دادن یک اعتصاب یک داستان کاملا متفاوتی است. آنها معمولا آخرین اقشاری هستند که حرکت میکنند، اما وقتی آنها به تحرک در میایند بازی تمام است.

آنچه که من و سایر انقلابیون این جنبش در این خیزش نوامبر امید داشتیم این بود که اگر اشغال را برای یک مدت طولانی‌تر ادامه میدادیم این رزمندگی (میلیتانسی) شروع خواهد کرد به طبقه کارگر سرایت بکند، درست مثل ژانویه. حالا، البته، قرار نیست اینکار بواسطه یک معجزه از آسمان اتفاق بیافتد. در جاهایی که ما حضور کارگری داشتیم دهها هزار بروشور در حمایت از اعتصاب عمومی پخش کردیم، اما، یکبار دیگر، شما هنوز ساختار ملی (سراسری) را در مصر ندارید- که قادر باشد این تحرک را بوجود آورد، بنابر این، اگر اتفاق بیافتد، یک اتفاق خودبخودی خواهد بود، یا اینکه شما میتوانید امیدوار باشید که به نوعی تحریکش کنید. اما وقتی بشما میگویند که مصر تونس نیست، این یک واقعیت است! تونسیها فدراسیون اتحادیه‌های کارگری داشتند که رهبری آن در سیستم حل شده بود، اما بدنه آن کاملا سالم بود، بنابر این، این بدین معنی بود که وقتی شما با انقلاب مواجه بودید فشار بسیار زیادی برای حرکت اتحادیه وجود داشت- و وقتی آنها به تحرک در میایند میتوانند کشور را از حرکت باز دارند. اینجا، در مصر، شما این ساختار را ندارید.

اعتصاب عمومی در راه است. من هیچ تردیدی در این ندارم. آنچه که ناشناخته است اینست که نتیجه اعتصاب عمومی چه خواهد بود. اما توپ در میدان ماست- آیا توان چپ و راست کردن آن را خواهیم داشت، این چیزی هست که ما خواهیم دید. در حال حاضر چندین اعتراض مهم در حال وقوع هستند، بیشتر در اسکندریه. فردا در قاهره یک اعتراض در برابر شورای دولتی در دوکی در خیابان گیظا خواهیم داشت- که ماگلس الداوا نامیده میشود- جایی که کارگران از دو کارخانه خصوصی شده برای یک پرونده دادگاهی حضور خواهند یافت تا دوباره ملی شدن کارخانه‌هایشان را درخواست کنند- که ضمنا آنها قبلا دعوای دادگاه را برده‌اند. این خودش یک مسئله دیگر است: حتی وقتی شما یک اعتصابی دارید که پیروز شده است، این به این معنی نیست که دولت بر سر قول خود خواهد ایستاد. نام هر کارخانه‌ای را که دلتان میخواهد انتخاب کنید که در حال حاضر در اعتصاب است، من بشما خواهم گفت که از سال ٢٠٠٩، یا حتی از سال ٢٠٠٧ در اعتصاب بوده اند!

علی مصطفی: بخاطر بی ثباتی، عدم قطعیت، و بی آرامی فزاینده‌ای که کشور در ماهها اخیر شاهدش بوده است، بنظر میرسد که میدان تحریر بطور فزاینده‌ای از جامعه وسیعتر بیگانه میشود، به شیوه‌ای که ما در روزهای اول انقلاب مصر سراغ نداشتیم. بنظر شما این برای میدان تحریر بعنوان کانون مرکزی انقلاب چه معنی دارد؟

حسام الحملاوی: من فکر میکنم که آنچه شما میگویید کمی مبالغه آمیز است. مطمئنا میدان تحریر سمبل این انقلاب است اما در تله بحساب آوردن تحریر بعنوان بارومتر اینکه انقلاب چگونه پیش میرود یا عقب می‌نشیند نخواهیم افتاد. این آن چیزی هست که ما به فعالینی که طی ماههای گذشته روحیه از دست میداده‌اند میگفته‌ایم. برای مثال شما در تحریر فراخوان یک “اعتراض یک میلیونی” برای محکوم کردن دادگاههای نظامی میدهید و فقط چند صد نفر حاضر میشوند، بنابراین شما روحیه از دست می‌دهید. اما در عین حال، در همان ماه، شما ٧٥٠٠٠٠ مصری دارید که دست به اعتصاب میزنند و عملا قانون اظطراری را نابود میکنند. حتی اگر آنها در تظاهرات شما در میدان تحریر شرکت نکردند، آنها عملا قانون اظطراری را درهم شکستند.

من در شرایطی بوده ام که یک راننده تاکسی تمام راه علیه مردم در تحریر توهین کرده است، اما مرا پیاده میکند و میرود تا به تحصن سایر راننده‌ها در برابر وزارت اقتصاد، اینجا، در شهر ناصر، بپیوندد. بله، کارگران در تحریر حاضر نمیشوند، اما آنها دو خیابان آنورتر در مرکز کابینه حاضر میشوند و جاده را میبندند و پلیس نظامی را به مبارزه می‌طلبند- حتی بعضا با آنها درگیر می‌شوند- تا حقوق خود را طلب کنند. تحریر همیشه حضور خواهد داشت، و باز هم در آینده، مثل ژانویه، کشته خواهد داد. کی؟ من نمی‌دانم، اما انقلاب بسیار بزرگتر از افق تحریر است.

برای من، آنچه که در دانشگاهها و در محیطهای کار اتفاق میافتد بسیار مهمتر از تحریر است. اگر شما کارگر محله هستید و من شما را در تحریر ببینم، من بشما خواهم گفت، “برای چه شما همراه من در تحریر هستید؟ برگرد به کارخانه خودت و تلاش کن که ان.دی.پی (حزب دموکراتیک نوین مبارک) و ماموران امنیتی را تصفیه کنی. سعی کن کنترل کارخانه خودت را در دست بگیری و خودت اداره کنی.”

علی مصطفی: بنظر شما مهمترین چالشهای سیاسی پیش روی انقلاب مصر کدامها هستند؟

حسام الحملاوی: اولین و بزرگترین چالش این است که ژنرالهای ارتش مبارک هنوز صحنه چرخان نمایش هستند، که در واقع به این معنی هست که رژیم هنوز زنده و سالم است. چالش بعدی از طرف مخالفان است، این حقیقت که ما بحد کافی سازمانیافته نیستیم. ما هنوز از یک ساختار تحرک سراسری برخوردار نیستیم، نهادی که وقتی بخواهیم بتواند یک اعتصاب عمومی را سازمان دهد، بنابر این، کاری که در این شرایط از دست ما بر میاید اینست که فراخوان یک تظاهرات بدهیم، اما نمی‌دانیم چند نفر حضور خواهند یافت. بله، شما علائمی کسب میکنید، شما میتوانید پیش بینی کنید که یک روز بزرگ یا کوچک پیش رو خواهید داشت، اما بزرگترین چالش برای ما ساختن یک حزب انقلابی توده‌ای هست، یا اسمش را بگذارید یک شبکه یا هر چیز دیگر، که محیطهای کار را به هم و به دانشگاهها و به تحریر وصل خواهد کرد.

علی مصطفی: در پایان، در حالیکه جنبش اشغال بسرعت در سرتاسر آمریکای شمالی و اروپا رشد میکند، بیشتر تاثیر گرفته از مصر و سایر خیزشها در دنیای عرب، بنظر شما درسهای اصلی- مثبت و منفی- که فعالین و مردم عادی که به تغییر اجتماعی متعهد هستند باید از تجربه انقلاب مصر بیاموزند کدامها هستند؟

حسام الحملاوی: در واقع، تنها یک درس وجود دارد: اگر جنبش شما به میدانها محدود گردد شما پیروز نخواهید شد. شما باید این جنبش را از میدانها به محیطهای کار و به دانشگاهها ببرید. ما مبارک را در تحریر سرنگون نکردیم. بله، تحریر یک نبرد قهرمانانه بود، یک تحصن قهرمانانه، یک اشغال قهرمانانه، که بعنوان یکی از باشکوه‌ترین مبارزاتی که در این قرن اتفاق افتاد در تاریخ ثبت خواهد شد، اما در عین حال، رژیم میتوانست طاقت بیاورد، مبارک میتوانست برای یک مدت طولانی تری در قدرت بماند اگر اعتصابا ت کارگری شروع نشده بودند. بنابر این من به همکاران و به برادران و خواهران ما که در اقصا نقاط دنیا در جنبش اشغال شرکت کرده‌اند بسیار افتخار میکنم، اما آنها باید مبارزه خود را به محیطهای کار پیوند بزنند. اگر آنها طبقه کارگر را به میدان نیاورند- که یک چالش بزرگ است و نمیگویم که این یک کار آسانی است- این جنبش خواهد مرد.*

———————————————————————————————————————————————————————-

آغاز به کار کمپین همبستگی‌ با جنبش کارگری مصر در کانادا  

علیرغم این حقیقت که انقلاب مصر در سرنگون کردن رژیم سرکوبگر مبارک موفق بوده است، کارگران این کشور برای زندگی‌ بهتر به مبارزه خود ادامه می دهند. در هفته‌های اخیر موجی از تحصن و اعتصابات بسیاری از بخش ها را فراگرفته است. کارگران مصر درگیر رویارویی انقلابی روزانه برای ناکام گذاشتن تلاشهای دولت در نادیده گرفتن فقر، گرسنگی، بیکاری، و محرومیت ازحقوق اولیه سیاسی هستند. کارگران برای بهبود شرایط زندگی‌ خود، بدست آوردن حق سازمان دهی‌ و اعتصاب، و الغای حکومت نظامی که مانند شمشیری بر گردن آنان است، مبارزه می کنند.

 کمپین بین المللی همبستگی‌ با جنبش کارگری مصر در حمایت از طبقه کارگر و مبارزه طبقاتی جاری آنان به راه انداخته شده است. هدف اصلی این کمپین به دست آوردن حمایت وسیع جهانی‌ از جنبش کارگران در مصر وخواسته های آنها، و فشار به شورای نظامی و دولت مصر تا حد امکان، می‌باشد. این کمپین هماهنگی و سرعت بخشیدن واکنش بین المللی به هرگونه سرکوب احتمالی‌ از طرف شورای نظامی یا دولت علیه کارگران، هدف خود را قرار دادە است، چون شواهد و دلایل حاکی از احتمال سرکوب خونین سراسری وجود دارد.

ما به عنوان گروهی از فعالین در کانادا، بر این باوریم که پیروزی طبقه کارگر مصر نه تنها برای طبقه کارگر و کل جامعه مصر، بلکه برای منطقە خاور میانه و جهان حیاتی می‌باشد. بنابرین ما تصمیم گرفتەایم به این کمپین بین المللی همبستگی‌ ملحق شویم.

اهداف ما در این کمپین

  • پخش اخبار طبقه کارگرمصر و مبارزات   آنها در کانادا
  • ایجاد بیشترین تماس ممکن با  سازمان‌های کارگری و حقوق بشری  در کانادا و وادار کردن آنها به دخالت و اعمال فشار  به دولت مصر از طریق:

1-    ارسال نامه  های اعتراضی به دولت مصر، سفارتخانه و کنسولگریها و کمپانیهای خارجی  فعال در مصر

2-ارسال نامه پشتیبانی و همبستگی با جنبش کارگری

  • برپا نمودن تجمعات اعتراضی و تظاهرات در حمایت از مبارزات کارگران در مصر
  • برگزاری هفته و شب‌های همبستگی‌ با جنبش کارگری مصر
  • جمع‌آوری کمک  مالی به اتحادیه‌های مستقل کارگری

ما  همه سازمانهای کارگری،  احزاب سیاسی، فعالین، و مردم آزادیخواه کانادا را فرا می خوانیم که به ما ملحق شده و از مبارزۀ برحق همنوعان خود در مصر حمایت کنند.

 امضا کنندکان:

جلال برخوردار، ئاراس رشید، امجد علی، عادل احمد و مینو همیلی

هماهنگ کنندە کمپین

مینو همیلی

0014169193227

mhomaily@yahoo.com

 

————– 

اعتلای جدید جنبش کارگری در مصر: جلوه ای از ظرفیت عظیم طبقه کارگر در روند تداوم انقلاب مصر

فاتح شیخ

اعتصابات بزرگی پایتخت مصر و حومه کارگری- صنعتی آنرا فراگرفته و عملا فلج کرده است. این اعتصابات به قاهره محدود نیست اما تمرکزنیروی آن در این متروپل عظیم که محل زندگی یک چهارم جمعیت ۸٥ میلیونی کشور است بهآن از دو زاویه وزن و اهمیت ویژه داده است: ١- از زاویه مبارزات طبقه کارگر و تودههای محروم جامعه برای بهبود فوری معیشت، ٢- از زاویه ارتباط این مبارزات با روندتداوم انقلاب. با اوجگیری جدید جنبش کارگری در مصر، این دو جنبه ضروری و جدانشدنیکه دو عرصه اصلی نبرد طبقاتی جاری هستند، سوالات و مسائل جدیدی را در دستور رهبرانو فعالین کارگری مصر گذاشته اند.
ارتباط مبارزات طبقه کارگر در مصر با انقلابی که به۳٢ سال خودکامگی مبارک در راس استبداد سیاسی آن کشور پایان داد، امروز دیگر موضوعپوشیده ای نیست. پوشش بسیار ناقص (در واقع عدم پوشش) این مبارزات در میدیایبورژوایی، نشان دیگری از جایگاه مزدوری آشکار و مستقیم میدیا به عنوان رکن ثابتنظام گندیده بورژوایی در سراسر جهان است. با این حال گوشه هایی از واقعیات، که زیرفشار همین مبارزه طبقاتی منعکس میشود، ظرفیت عظیم طبقه کارگر در روند  انقلاب ٢٥ ژانویه و در ادامه آن را جلو چشمجهانیان گرفته است. نهم فوریه، دو روز قبل از سقوط مبارک،لس آنجلس تایمز رپرتاژ گویایی از “ریشه های کارگری انقلاب مصر” منتشرکرد که ابعاد وسیع مبارزه طبقه کارگر مصر قبل از انقلاب و در دل انقلاب راتصویرمیکرد. در پی آن، دهمفوریه، الاهرام روزنامه اصلی بورژوازی مصر هم لیست بلندی از اعتصابات کارگران راانتشار داد. پیام صریح هر دو روزنامه این بود: اگر مبارک نرود کنترل مبارزاتکارگری دشوارتر میشود.
این روزها هم واشنگتن پست درباره جنبش کارگری مصرمطلبی منتشر کرده است (شکوفایی جنبشکارگری مصر در بهار عرب، آنتونی فایولا، واشنگتن پست – ٢٥ سپتامبر) و کویت تایمز (٢٧سپتامبر)نوشته تحلیلی مفصلی به اعتصابات جاری کارگران صنایع مصر اختصاص داده است. نویسندهکویت تایمز با اشاره به شرکت نیم میلیون کارگر صنایع مصر در این اعتصابات آن رابزرگترین تحرک کارگری تاریخ معاصر مصر توصیف کرده و ابراز تعجب کرده که چرا میدیایانگلیسی زبان که رویدادهای میدان تحریر را ساعت به ساعت پوشش میداد، امروز دربرابر این تحول مهم خود را به ناشنوائی زده است! خوشبختانه شبکه های اطلاعرسانی فعالین کارگری و سوسیالیست وکمپینهای همبستگی با جنبش کارگری مصر تا حدی نادیده گیری آگاهانه میدیای بورژواییرا جبران کرده اند که این هم خود بخشی از نبرد طبقاتی در حال جریان است.

رشد ظرفیتها و تحرکات جنبش کارگریمصر در دوره انقلابی جاری

غالبا بجا مبارزات سالهای اخیر طبقه کارگر مصر، ازاعتصابات هفتم دسامبر ٢٠٠٦ تا موج اعتصابات ششم آوریل ٢٠٠۸، بعنوان سرچشمه انقلاب٢٥ ژانویه معرفی میشود. در این تبیین، گسترش اعتصابات کارگری در جریان ١۸ روزانقلاب و اعلام تشکیل سه اتحادیه مستقل کارگری در سی ژانویه هم ادامه خطی مبارزه طبقاتی سالهای ٢٠٠٦ و ٢٠٠۸ ارزیابی میشود. این تبیین تا انقلاب ٢٥ ژانویه و بزیرکشیدن مبارک بجاست، اما بعد از آن یکجانبه و نارساست، چراکه تاثیر متقابل خودانقلاب بعنوان یک اتفاق عظيم تاريخ مصر، بر موقعیت طبقه کارگر مصر را وارد معادله نمیکند. انقلاب مصر در عین حال که حاصل فعل و انفعالات مبارزه طبقاتی آن جامعه و بطور مشخص عمدتا حاصل مبارزات وسیع طبقه کارگر مصر علیه استثمار و استبداد حاکم بوده است، خود يک مبدا جدید است.انقلاب مصر يک مبدا تاریخی اجتماعی است که به مراتب مهمتراز همه فاکتورهایی است که هر یک به سهم خود در برپائی آن سهم داشته اند.
انقلاب مصر يک نقطه عطف اساسى برای جامعه مصر و جنبش طبقه کارگر مصر است. امروز آشکاراتاثیر این نقطه عطف اساسى در رشد ظرفیتهای جنبش کارگری مصر را میتوان دید و لمس کرد. رشد چند ماه گذشته جنبش طبقه کارگر را امیدوارترین، خوشبین ترین و استوارترین فعالين و رهبران سوسیالیست کارگری مصر قبل از انقلاب، به خواب هم نمیدیدند. انقلابيک واقعيت اجتماعى عظيم و پرتاثیر است و هر فعال و رهبر کارگری که جوانب متنوع و مهم تاثیر آن را نبیند، در سبک کار و افکار و استراتژی و سیاست خود به حساب نیاورد و ضرورت ارتقای رادیکال سبک کار خود در ارتباط و انطباق با ارتقای رادیکالیسم مستقل کارگری در دوره انقلابی را تشخیص ندهد، در بهترین حالت یک فعال دلسوز جنبش اتحادیه ای کارگری است که یکصدم ظرفیتهای مبارزاتی طبقه کارگر در دورههای انقلابی را نمیشناسد تا فعال کند. رهبران و فعالین کارگری در مصر با غرور وسربلندی میگویند که اگر در خلال ١۸ روز انقلاب سه اتحادیه مستقل کارگری تشکیل شد، شمار اتحادیه های مستقلی که در هفت هشت ماه بعد تشکیل داده اند از صدوپنجاه هم گذشته است. این درجه از پیشروی بسیار غرورانگیز است. پیشروی رهبران کارگری درسازمان دادن موج اعتصابات بزرگی که دولت و کارفرمایان را ناچار به تمکین به بخش مهم خواستهای طبقه کارگر میکند هم به همان درجه عظیم و غرورآفرین است.
این پیشرویهای جدید خواستهای جدیدی را جلو میگذارند. بهبود فوری معیشت و شرایط کار طبقه کارگر و توده های محروم جامعه، معلمان و اقشار کم درآمد، در مقابله با فلاکت حاکم و بیحقوقی حاکم خواست برحق و غیرقابل تاجیل طبقه کارگر است که اعتصابات جاری عمدتا حول آنها برپا شده اند. لغو قانون منع اعتصاب، لغو قانون اوضاع فوق العاده که اخیرا شورای ارتش مجددا آن را به میان کشیده است. در کنار خواست به رسمیت شناختن اتحادیه های مستقل، خواست انحلال اتحادیه دولتی که از بدو تاسیس (١۹٥٧) بعنوان دست نشانده دولت بورژوائی استبدادی ناصر و سادات و مبارک و ابزار کنترل وسرکوب جنبش طبقه کارگر انجام وظیفه کرده است، هم خواست مهمی است. طرح این خواستها نشانه ارتقای سریع آگاهی و تشکل طبقه کارگر در همین هشت ماه است.
این پیشرویها در عین حال ضرورت یک چارچوب جامع دیدگاه و برنامه و استراتژی سوسیالیستی کارگری معطوف به انقلاب کارگری و برانداختن نظام بردگی مزدی سرمایه داری بعنوان ریشه و سرچشمه همه مصایب جامعه و طبقه کارگر را پیش میکشد که در مباحث جاری جنبش کارگری مصر و شبکه های محافل و سازمانها رهبران و فعالین کارگری غایب است. علاوه بر این خلا اساسی و استراتژیک، سوالات دیگری هم مطرح است از جمله اینکه صفت”مستقل” در توصیف اتحادیه ها به چه معنی است؟ آیا صرف استقلال از اتحادیه رسمی دولتی برای تعریف و تامین استقلال صف طبقاتی کارگران و تضمین هژمونی خط و پرچم سیاسی گرایش سوسیالیستی کارگری در این تشکلها کافی است؟ چنین جدلی هنوز در محافل رهبران کارگری مصر در نگرفته است. وقتی از “مستقل” صحبت میکنیم باید بدانیم که در جامعه بویژه در دوره های انقلابی، جدایی و استقلال جنبش طبقه کارگر از جنبشها گرایشهای اجتماعی دیگر نه اتوماتیک صورت میگیرد و نه آسان است وجز با تعریف روشن خط و پرچم گرایش سوسیالیستی کارگری و نقد آنچه سازمانهای”چپ” غیرکارگری ارائه میدهند میسر نیست. سازمانهای “چپ” متعددی در این دوره در مصر وارد انقلاب شده اند. همه هم خود را متعلق به جنبش کارگری مصر معرفی میکنند. اینها تصورات غیرکارگری ماقبل انقلاب خود را هم با خود به درون انقلاب جاری آورده اند. نقطه قوت جنبش کارگری مصر و رهبران و فعالین کارگری امروز در این است که جدا از این سازمانها خود راسا در صحنه سازمان دادن تشکلها و تحرکات کارگری حضور دارند. انقلاب به عنوان یک واقعیت اجتماعی بزرگ، هم سازمانهای چپ و هم فعالین و رهبران کارگری را در برابر تغییرات جدی ضروری وآزمایشهای جدی سیاسی میگذارد. براه انداختن جدل فکری و سیاسی شفاف در زمینه سوالات اساسی انقلاب، از زاویه گرایش سوسیالیستی کارگری فعال در جنبش پویای طبقه کارگر مصر، یک ضرورت حیاتی روز است.

تغییر مضمون انقلاب و موقعیت طبقه کارگر در مصر

با شکوفایی و تحرک وسیع جنبش کارگری در مصر، مضمون انقلاب مصر در حال تغییر است. موقعیت طبقه کارگر هم تغییر کرده است. جنبش کارگری مصر با قدرت طبقاتی غیرقابل انکاری پا به انقلاب گذاشت اما تا روز سقوط مبارک با جنبشها و گرایشهای اجتماعی و سیاسی دیگری که در انقلاب شرکت داشتند همسو بود. پس از سقوط مبارک این همسوئی از میان رفته است. طبقه کارگر مصر که بنا به منافع خود ناگزیر است برای بهبود فوری معیشت و شرایط کار خود مبارزاتش را ادامه دهد، در جایگاه و موقعیت واقعی خود بعنوان رادیکالترین نیروی پیشبرد وتداوم انقلاب قرار گرفته است و الزاما باید با اردوگاه ضدانقلاب مرکب از ارتش و دولت و بورژوازی و احزاب و جنبشهای مختلف اسلامی و ناسیونالیستی مقابله کند. تجربه تاریخی دو قرن گذشته نشان داده که هر انقلاب، هر موج انقلابات، بلافاصله در برابرخود به یک ضدانقلاب انبوه و فشرده شکل میدهد و پیشروی و یا شکست انقلاب از کانال جدال اردوگاه انقلاب (در راس آن طبقه کارگر) با اردوگاه ضدانقلاب بورژواپی (در راس آن دولت و ارتش بورژوائی) گذر میکند.
اگر طبقه کارگر با انقلاب مصر به موقعیتی پرتاب شده که عملا پرچمدار ادامه انقلاب شده است، پس باید برای همه مسائل انقلاب و همه مسائل جامعه جواب داشته باشد. و باید جوابهای انقلابی داشته باشد. اولین و مهمترین مساله هر انقلابی تصرف قدرت سیاسی حاکم است؛ این مساله اساسی در انقلاب مصر از زاویه طبقه کارگر و توده های محروم جامعه همچنان حل نشده باقی مانده است، جواب طبقه کارگر مصر به آن چیست؟ اکنون پس از این اعتصابات بزرگ، جواب کارگری به روند ادامه انقلاب چیست؟ ادامه انقلاب براساس چه خط و سیاستی؟ جواب گرایش سوسیالیستی طبقه کارگر صرفا ادامه اعتصابات و یا فرضا فراتر بردن آنها به یک اعتصاب عمومی نیست، جواب درست چیست؟ مساله انتخابات درپیش است، ارتش و دولت و بورژوازی مصر میخواهند تا دو ماه دیگر با سرهم کردن یک پارلمان سرودم بریده، سوت پایان انقلاب و استقرار دولت “جدید” بورژوایی پس از مبارک را بزنند؛ سیاست طبقه کارگر در مقابله با این روند انتخاباتی و با پارلمان بورژوائی چیست؟ در قانوس اساسی تعدیل شده که به رفراندوم هم گذاشته شد، دین اسلام بعنوان مبنای قوانین تعیین شده است، جواب طبقه کارگر به تقابل نظام سیاسی سکولار و جدایی دین از دولت و آموزش و پرورش با نظام سیاسی قاطی دین چیست؟ جواب طبقه کارگر به مساله زن در جامعه مصر چیست؟ جوابش به یک سیاست خارجی و بین المللی کارگری سوسیالیستی چیست؟ راه حل طبقه کارگر برای مساله فلسطین چیست؟ وبالاخره استراتژی طبقه کارگر برای ادامه انقلاب جاری تا رساندن آن به انقلاب کارگری چیست؟ این سوالات و مجموعه ای از مشتقاتشان  امروز در مصر خواه ناخواه روی میز طبقه کارگرانقلابی قرار دارد. از آن گریزی نیست. اما به نظر میرسد که هنوز در دستور جدال فکری سیاسی رهبران و فعالین سوسیالیست کارگری مصر قرار نگرفته است. دادن جواب روشنبه این سوالات در کنار پیشبرد عرصه های اصلی نبرد طبقاتی بر عهده رهبران گرایش سوسیالیستی طبقه کارگر مصر است.
در این مقابله خطیر، در این نبرد طبقاتی سرنوشت ساز کارگران مصر تنها نیستند و نباید باشند. کارگران و آزادیخواهان جهان باید حامی این گردان انقلابی طبقه کارگر باشند. با به میدان آمدن قدرتمند طبقه کارگر، تداوم انقلاب در حال جریان مصر تا رسیدن به انقلاب کارگری یک چشم انداز واقعی ممکن است. باید برای تحقق این چشم انداز با تمام توان تلاش کرد.
٢۹ سپتامبر

———

مصر در طوفان اعتصابات

یاسین جابر و مروة حسین
ترجمه: حبیب بکتاش

مقدمه مترجم
نوشته‌ای که ترجمه آن در اختیار شما خوانندگان عزیز قرار میگیرد از یاسین گابر و مروا حسین است که بتاریخ ١٨ سپتامبر نوشته شده و در سایت الاهرام آنلاین به چاپ رسیده است. عنوان نوشته از من است. نکات زیادی در این نوشته کوتاه مطرح است که از جمله میتوان به رشد سریع جنبش کارگری (افزایش تشکلهای کارگری و اعتراضات کارگری)، کشمکش دائمی کارگران با دولت و مقامهای دوره مبارک، خواستهای کارگران و مطرح شدن مسئله اعتصاب عمومی اشاره کرد. این نوشته یک نوشته تحلیلی درباره جنبش کارگری مصر نیست. بیشتر یک گزارش از اعتصابات سراسری در روز بازگشایی مدارس و عواملی که به آن منجر شد است. امروز یکشنبه ٢٥ سپتامبر، یعنی یک هفته بعد از نگارش این نوشته، میباشد. بیشتر نکات مطرح شده در این نوشته در عرض همین یک هفته به واقعیت پیوسته‌اند. جنبش کارگری مصر هیبت و هیکل بلند و توانمند خود را با قدرت بنمایش گذاشته است. هم اکنون مصر در تب و تاب اعتراضات و اعتصابات کارگری میسوزد. من فقط به لیست کردن تیتر اخبار مربوط به اعتراضات و اعتصاباتی که شرح آنها در اهرام آنلاین بچاپ رسیده بسنده میکنم.

تیتر اعتصابات و اعتراضات کارگری مصر در هفته‌ای که گذشت.


مارس ٢٥: یک اتحادیه مستقل در صنعت حمل و نقل پا به صحنه گذاشت. … صنعت حمل و نقل عمومی بوجود آوردن یک اتحادیه مستقل کارگری را در جلسه سه شنبه اعلام میکند و بر خواست خود مبنی بر انحلال “فدراسیون اتحادیه‌های کارگری مصر”، که تحت کنترل دولت میباشد، پای میفشرد.
سپتامبر ٢٠: اعتصاب تاریخی معلمان وارد روز چهارم خود میشود. اهرام آنلاین از برخی کسانی که در آن دخیل هستند میشنود: …معلمان از پایین بودن دستمزدها و نبود سرمایه گذاری در آموزش و پرورش که به کلاسهای درس فاقد امکانات لازم و محیط نامناسب برای آموختن منجر میشود، شکایت میکنند.
سپتامبر ٢٠: رانندگان اتوبوس قاهره تهدید به اعتصاب عمومی در روز چهارشنبه میکنند. …کارمندان حمل و نقل عمومی تهدید میکنند که اگر یک تصمیم رسمی در باره مزایا تا پایان امروز صادر نشود، تمام اتوبوسها را در چهارشنبه زمین گیر خواهند کرد.
سپتامبر ٢١: رانندگان اتوبوس قاهره اعتصاب را در سرتاسر شهر گسترش میدهند. .. رانندگان در پایتخت اعتراض سه روزه خود برای افزایش دستمزدها و خدمات بهتر برای عموم را تشدید کردند، ولی دولت آنها را “اوباش” خطاب کرد.
سپتامبر ٢٢: با ادامه اعتصاب رانندگان مصر، سر زدن به ایستگاه اتوبوس تبدیل به یک صحنه بحث سیاسی میشود. .. با شروع سختی اعتصاب، اهرام آنلاین از ناامیدی، کنارکشیدن، و گیج سری در ایستگاه اتوبوس مرکز قاهره میشنود.
سپتامبر ٢٤: گارد نظامی نخست وزیری معلمان معترض را مورد ضرب و شتم قرار میدهند تا راه را برای خروج نخست وزیر باز کنند.
سپتامبر ٢٥: کارگران بندر کانال سوئز را برای چهارمین روز متوالی می‌بندند. …در حالیکه کارمندان و مدیریت بر سر توافق نهایی دست و پنجه نرم میکنند، عملیات بارگیری در تنها بندر خصوصی مصر در “عین سوخنا” برای چهارمین روز منجمد شده‌اند.
سپتامبر ٢٥: معلمان مصر تحصن را به تعویق می‌اندازند اما به اعتصاب خود ادامه میدهند. …تصمیم به تعلیق تحصن در مقابل ساختمان نخست وزیری منجر به انشعاب در بدنه اتحادیه مستقل معلمان میشود.
سپتامبر ٢٥: متخصصان امور پزشکی علیه کابینه اعتراض میکنند و اعتصابات موضعی سازمان میدهند. …هزاران متخصص امور پزشکی علیه عصام شرف در خارج از ساختمان نخست وزیری اعتراض میکنند و تهدید به اعتصاب عمومی در صورت بر آورده نشدن خواستهایشان میکنند.
سپتامبر ٢٥: رانندگان اتوبوس اعتصابی عصام شرف را با اعتراضات بزرگ تهدید میکنند. …یک هزار راننده اتوبوس روز یکشنبه در مقابل مرکز نخست وزیری تظاهرات کردند و تهدید کردند که ٤٥٠٠٠ کارگر را به تحرک در خواهند آورد.
حبیب بكتاش
٢٥ سپتامبر ٢٠١١
***

مصر در طوفان اعتصابات
اعتصابات در روزهای بازگشت به مدرسه:
جنبش کارگری مصر ضربات سختتری فرود میآورد


یکشنبه شاهد موج جدیدی از اعتصابات بود که با همکاری و هماهنگی در خواستها بطور بیسابقه‌ای، جنبش کارگری نوپای مصر را به جلو سوق میدهد.
با شروع اعتصابات متحد معلمان، استادان دانشگاه، کارگران حمل و نقل عمومی، و کارمندان اداره پست یک نمایش واقعی قدرت در یکشنبه بنمایش در خواهد آمد. با پشت سر گذاشتن آرامش نسبی در ماه رمضان، یک موج پرصدای اعتصابات طی دو هفته گذشته، یک انرژی جدیدی به جنبش کارگری رو به رشد مصر داده است.
یک سطح فزاینده‌ای از همکاری، بخصوص در میان معلمان، کارگران پست و صنعت نساجی؛ و خواستهای مشترک آنها سوالاتی را درباره یک اعتصاب عمومی در بین ناظران و اعضای فعال جنبش کارگری مطرح کرده است. با فراخوانهای سراسری اعتصاب برای روز یکشنبه، امواج رشد یابنده جنبش کارگری نشانی از فروکش کردن ندارد.
امواج اخیر اعتصابات، که بیشتر در بخش عمومی متمرکز شده است، قولهای شکسته شده و کابینه نخست وزیر عصام شرف را به چالش طلبیده است. در هفته اول سپتامبر ٢٢٠٠٠ کارگر در کارخانه ریسندگی و بافندگی، بزرگترین کارخانه بلحاظ تعداد کارگران، در دلتای مصر، در شهر محله الکبرا، یک اعتصاب نامحدود آغاز کردند. اما بدنبال مذاکرات موفقیت آمیز با وزیر نیرو، احمد البرایی، فراخوان خود را پس گرفتند. کارگران با وزیر به توافق رسیدند که مزایای آنها ٢٠٠ درصد افزایش یابد، که این یک خواست کلیدی در بین کارگران بخش عمومی هست.
علاوه بر آن، کارگران پست در سراسر کشور دست به اعتصاب زدند و خواهان حداقل دستمزد بالاتر و مزایای ماهانه شدند. کارگران خدمات اجتماعی مصر، مثل بیشتر کارگران بخش عمومی، خواستار تصفیه مقامهای کلیدی مدیریت شدند که تاکنون توسط بوروکراتهایی اشغال شده‌اند که از انتصابات حسنی مباک بجا مانده‌اند. گستره امواج سراسری معلمان، پزشكان، اساتید دانشگاه، کارمندان هواپیمایی مدنی، و کارگران حمل و نقل عمومی را همراه با سایر اقشار جامعه برای عمل تهییج (گالوانیزه) کرده است. مثل کارگران محله، کارگران پست و کارمندان هواپیمایی مدنی اعتصابات خود را بدنبال قول دولت مبنی بر برآورده کردن خواست آنها به تعلیق در آورده‌اند.
اما سابقه دولت در بهترین حالت چنگی به دل نمیزند. بسیاری از فعالین و ناظران چندین دوجین قول شکسته شده و فرصتهای از دست رفته توسط دولت را عامل جهش اخیر در تحرک کارگری، بدنبال یک آرامش نسبی که در ماه اوت، طی ماه رمضان شاهد آن بودیم، میدانند. علی فتوح، رهبر اتحادیه مستقل حمل و نقل عمومی، معتقد است که روند رو به رشد جنبش کارگری بخاطر این ضمانتهای شل و ول و همچنین بخاطر نبود برخورد برابر است.
او میگوید: “دولت گفت که مزایای ماهانه را برای کارمندان بخش عمومی ٢٠٠ درصد افزایش خواهد داد اما بعدا این تصمیم شامل حال بعضی بخشها نشد، مثل بخش ما و معلمان و هیچ دلیلی هم ارائه نشد.
کارمندان حمل و نقل عمومی، پی. تی.آ، فراخوان اعتصاب را در آخرهای اوت، بعد از اینکه مسئولین اعلام کردند که مزایای ماهانه پرداخت خواهد شد، پس گرفتند. اعتصاب کارگران حمل و نقل عمومی همزمان با اولین روز سال تحصیلی خواهد بود، روزی که اختلال در ترافیک و حمل و نقل میتواند یک عامل فشار مهم باشد.
علی فتوح گفت، اعتصاب تنها زمانی به تعلیق خواهد افتاد که دولت تاریخ مشخصی را برای پرداخت مزایای قول داده شده معین گرداند. در غیر اینصورت اعتصاب به وقوع خواهد پیوست.
سندیکای مستقل معلمان هفته گذشته بیانیه‌ای صادر کرد که بر خواستهای خود تاکید میگذاشت: استعفای وزیر آموزش و پرورش، احمد جمالدین موسی، افزایش دستمزدها، و تضمین امنیت شغلی کارمندان. اعتصاب سراسری معلمان نیز كه با آغاز سال تحصیلی همزمان خواهد شد، باز هم میتواند اختلال زیادی بوجود آورد. بچه‌های زمین برای حقوق بشر، سی.‌ای. اچ.آر، یک ان.جی.او. مصری، تعداد اعتصابات را ٦٥ عدد در ماه اوت، ٧٥ در ژوئیه، و ٩٧ در ماه ژوئن شمارش کرده است.
بعد از پایین کشیدن مبارک از قدرت، کارگرانی که گرسنه تغییر بودند در بیست روز اول سال ٢٠١١ همان تعداد اعتراض سازمان دادند که در تمام طول سال ٢٠١٠ قادر به انجام آن بودند. در ماه فوریه مصر شاهد ١٦٨ تحصن، ٧٧ اعتصاب، ٥١ تظاهرات، ١٤٨ اعتراض و ٢٧ تجمع بوده است. در عین حال ٤٢٠٠ اخراجی داشته‌ایم.
بعد از یک آرامش نسبی، جنبش کارگری دوباره دارد شتاب میگیرد. اعتراضات نه تنها بلحاظ تعداد افزایش یافته‌اند بلکه بلحاظ وزنه هم بزرگتر شده‌اند و نشانه‌هایی از همکاری بین کارگران در نقاط جغرافیایی مختلف و شاید در بین بخشهای مختلف کارگری وجود دارد.
حشام فواد، از بچه‌های زمین برای حقوق بشر، بر این اعتقاد است که یک اعتصاب عمومی “نتیجه طبیعی آنچه که هم اکنون دارد اتفاق میافتد است. اما نه حالا، در چند ماه آینده”. اعتصابات حول دو خواست اساسی متمرکز است: تعیین حداقل و حداکثر دستمزد و تامین امنیت شغلی.
وضعیت حاضر، بنا به نظر فواد، از پاسخگویی ناکافی دولت و همچنین از غیر سیاسی کردن جنبش کارگری توسط اکثریت اپوزیسیون، هم لیبرال و هم مرتجع، ریشه میگیرد. پاسخ دولت یکسری به تعویق انداختنها و بازیهای دولتی بوده است که خود ریشه در تعریف این اعتصابات بعنوان اعتصابات فرقه‌ای دارد. و اگر چیزی کارگر نشد از کارت ژوکر استفاده میشود – قانون ضد اعتصاب که اعتراضات محل کار را جنائی میکند.
او اضافه میكند كه لیبرالها و مرتجعین با اتخاذ تفسیرهای مشابه، خود را از حرکت کارگری دور کشیده‌اند. صابر برکات، یک عضو سابق اتحادیه و یک فعال کارگری، فاصله بین جنبش کارگری و جنبش سیاسی را میبیند ولی معتقد است که این مسئله نتیجه نبود تشکل در دو طرف بخاطر میراث طولانی ممنوعیت و محدودیت میباشد.
کارگران و فعالین اجتماعی با خطراتی مواجه هستند که با نقش مورد منازعه و موقعیت سیاسی حاشیه‌ای آنها شدیدتر میشود. حشام میگوید “دولت با سکوت تماشا نخواهد کرد، دخالت خواهد کرد و سعی خواهد کرد که قوانینی مانند قانون ضد اعتراض، قانون اضطراری (فوریتی) را اعمال کند و آنرا برای دستگیری رهبران جنبش بکار گیرد.”
وزن برخوردهای دولت، تاکنون، در سطح محدودی بوده است. در حقیقت، اولین بار در ماه ژوئیه جنبش شاهد اولین حکم توسط دادگاه نظامی علیه پنج کارگر بخاطر اعتراض در مقابل وزارت نفت بود. مسئول اتحادیه حمل و نقل عمومی، علی فتوح، را مورد پیگرد قانونی بجرم تحریک به اعتصاب قرار داد. اما دادگاه فتوح را تبرئه کرد. همچنین باید توجه داشته باشیم که قانون نفرت انگیز ضد اعتصاب، که در مارس تصویب شد، بندرت بکار گرفته شده است. اعتراضات صنعتی ادامه دارد، باوجود این، این قانون تحت انتقاد شدید، چیزی بیشتر از اینکه در پشت صحنه وجود دارد نیست.
اما در زمینه حقوق اتحادیه‌ای دستاوردهایی وجود داشته است. یک قانون جدید در باره آزادیهای اتحادیه‌ای مورد تصویب کابینه مصر قرار گرفته است و در حال حاضر در انتظار تصویب نهایی میباشد. این باید بتواند بسیاری از محدودیتهایی را که برای اتحادیه‌های کارگری، زیر نظر قانون شماره ٣٥ (١٩٧٦) اعمال میشده را حذف کند و همچنین باید بتواند اجازه دهد که برای اولین بار از سال ١٩٥٦ پلورالیسم اتحادیه‌های کارگری وجود داشته باشد (پلورالییسم = انواع مختلف. در زمان مبارک تنها یک اتحادیه وابسته به رژیم وجود داشت. بعدها سه اتحادیه مستقل توسط کارگران تحمیل شدند). اما قانون غیر از اینکه یک پوشش قانونی به آنچه که در میدان عمل انجام میگیرد کاربردی ندارد. حالا در مصر حدود ١٥٠ اتحادیه مستقل کارگری وجود دارد، که تنها سه تای آنها قبل از انقلاب تشکیل شده بودند.
از نظر صابر برکات، که بخشی از کمیته تدارکات اخیرا تشکیل شده برای فدراسیون اتحادیه‌های کارگری مصر هست، قدرتی که جنبش بدست میاورد نتیجه سازماندهی بهتر است. حالا حدود ١٤٠ اتحادیه مستقل وجود دارند که به هم مربوط هستند، حتی اگر تاثیرگذاری آنها همیشه آشکار نیست. بعضی ارتباطات وسیعتر از ارتباطات دیگر هستند. رابطه بین اتحادیه‌های قدیم و اتحادیه‌های جدید، در جاهایی که هر دو همزمان وجود دارند، از یک بخش و مورد به بخش و مورد دیگری متفاوت است. در مورد کارگران نساجی محله و کارگران توریسم، کمیته تدارکات قادر بود اتحادیه قدیم را با اتحادیه جدید متحد کند، صدای جمعی آنها را قویتر سازد و تمرکز را بر خواستهای مشترک آنها بگذارد. در مورد اتحادیه کارگران پست، اعضای اتحادیه قدیم کاملا با مدیریت متحد هستند و از همکاری با اتحادیه مستقل جدیدا تشکیل شده سر باز میزنند.*

————————————–

شکوفایی جنبش کارگری مصر در بهار عرب

آنتونی فایولا/ واشنگتن پست، ٢٥-٩

ترجمه: سیف خدایاری

قاهره ـ اینجا در کشوری که سالها اعتصابات ممنوع بوده و اتحادیه های مستقل کارگری به جرم عناد با دولت بشدت محکوم می شدند یک جنبش کارگری عظیم در پرتو بهار عرب در حال شکوفایی است.

شورای نظامی حاکم که بعد از سقوط رئیس جمهور سابق ـ حسنی مبارک،قدرت را در دست دارد در ماه آوریل قانون ممنوعیت اعتصابات را مجدداً احیا نمود، اما این قانون در روزهای اخیر به طرز  بارزی توسط رهبران کارگری قدرت یافته  و گروههای در حال رشد اتحادیه گرایان مصری  در ابعاد عظیمی که بعد از هفته اول انقلاب دیده نشده است و در حال اعتصاب ، کنار نهاده شده است.

اعتصابات سریع الرشد محکی جدی برای دولت موقت است تا معیارهای آزادی ابراز وجود در مصر جدید را با آن سنجید. اعتصابات اقتصاد شکننده مصر را که از سوی تحلیلگران به یک بمب ساعتی تشبیه شده است را تهدید می کند.اقتصادی که دولت منابع دریافت نقدی اش و سرمایه گذاری خارجی را از دست داده است. اقتصاددانان هشدار می دهند که برآورده کردن افزایش حقوق ها در بخش عمومی منجر به بالا رفتن مطالبات کارگری شده  و در حال حاضر شکاف در بودجه مصر به اندازه یونان است.

اما شورای نظامی ناچار شده است  که بپذیرد سرکوب اعتصابات به سادگی منجر به جرقه زدن شورش های بیشتری می شود و در عین حال سرکوب اعتصابات این اتهام را حقیقت می بخشد که بعد از سقوط مبارک در فوریه تغییر اندکی صورت گرفته است.

اما تحلیلگران بر این باورند که واقعیت گسترش موج اعتصابات در مصر دال بر تغییرات جدی بعد از دوران مبارک است که هر اقدامی برای متحد کردن کارگران بشدت و اغلب بطرز وحشیانه سرکوب می شد.

اکنون پزشکان در بیمارستانها در حال تحصن هستند که در خواست افزایش حقوق خود و سه برابر شدن بودجه سلامت عمومی هستند. معلمان برای نخستین بار از سال 1951 در اعتصاب هستند و دهها هزار مدرسه را تعطیل نموده اند. آنها خواهان برکناری وزیر آموزش و پرورش ـ که یکی از پسمانده های دوران مبارک است ـ و نه برابر شدن حقوق خود هستند.

کارگران بخش حمل و نقل بخشاً ترمز اتوبوس ها را  در این پایتخت بیست و سه میلیونی کشیده اند و خواهان دویست درصد افزایش دستمزد هستند.باراندازان در نقطه حساس عین السخنا که توسط شرکت اماراتی د.پی ورلد اداره می شود، دست از کار کشیده اند که منجر به اخلال در ارتباطات دریایی مصر با شرق آسیا شده است.جنبش در حال رشد کارگری علاوه بر عصبانی کردن سرمایه گزاران خارجی در حال گسترش به کارخانجات خصوصی و مزارع است که با شکست دیوار ترس که سالها و دهه ها باعث در هم کوبیدن فعالیتهای اتحادیه ای می شد،تقویت شده است.

به گفته عبدالعزیز البیالی معاون اتحادیه  معلمان مستقل که روز شنبه هزاران تن از افراد تحصیل کرده را به خیابانهای قاهره سرازیر کرد ” این یک انقلاب اجتماعی برای تکمیل شدن انقلاب سیاسی است، دولت باید همین حالا اهداف ما را مبنی بر حقوق عادلانه تأمین کند.”

انقلابات دوگانه

شورشهای کارگری در مصر تأکیدی بر دوگانه بودن انقلاباتی است که  در جهان عرب اتفاق افتاده، شورش هایی که هم  گرسنه تغییر اقتصادی و هم تشنه آزادیهای سیاسی و دموکراسی است. در مصر روز بروز بیشتر روشن می شود که دولت موقت ـ و نیز دولت دموکراتیک منتخب که بعد از انتخابات وعده داده شده سر کار می اید ـ اکنون با چالش عظیمی روبروست: سیلان توقعات اقتصادی بالا که واقعیت انکشاف بودجه دولتی و اقتصاد راکد را به مصاف می طلبد.

مگدا کاندیل مدیر مرکز مطالعات اقتصادی مصر می گوید : ” غول از شیشه بیرون افتاده است. الان ترس کنار رفته و کارگران مطالبات بیشتری دارند.این یک فرهنگ اپورتونیسم است که تصور می کند اعتصابات منجر به رکود اقتصادی می شود و اعتصابات هر چه گسترده تر شود جلوگیری از آن دشوارتر است. این چیزی نیست که اقتصاد کشور در حال حاضر بدان نیازمند است”.

اما برای مصر افزایش جنبش کارگری نشان از  انقلاب در بطن یک انقلاب دارد.سالها رژیم مبارک فقط اتحادیه دولتی فدراسیون کل اتحادیه های تجاری را به عنوان نماینده کارگران مصری به رسمیت می شناخت. نهادی که در اجلاس سالانه از مبارک تجلیل بعمل می آورد و پشت صحنه مشغول بر هم زدن شورشهای کارگری بود.

اما رهبران مستقل کارگری نه در سایه بازی می کنند و نه در معرض دستگیری و زندانی شدن به خاطر تلاش برای سازماندهی کارگران هستند. آنها برایند شوق اعتصابات بزرگ ـ و غیرقانونی ـ بیست و شش هزار نفره کارگران نساجی در سال 2006 هستند که دولت مبارک را وادار نمود نهایتاً  با سردادن جیغی در را بروی کارگران سازمان یافته باز کند.

هر چند بعد از سقوط مبارک فقط چهار اتحادیه مستقل تشکیل شده اند، اما از آن زمان جنبش کارگری یک بیداری به خود دیده است که بیش از صد و سی اتحادیه جدید در این هفت ماه تشکیل شده اند. در مصر همه از مستخدمان وزارت بازرگانی و کار تا کارگران ماشین سازی و باراندازان اتحادیه های مستقل بوجود آورده اند.

ناآمادگی حاکمان

تغییرات کنونی موجب شده است که شورای نظامی حاکم بر مصر در موقعیت آهویی زیر نورافکن قرار گیرد .ماه مارس شورای نظامی در مقابل فشار جنبش کارگری در حال رشد خم شد و به طرز مؤثری اتحادیه های مستقل را قانونی کرد، اما بدنبال آن در ماه آوریل شورا با یک حکم اعتصابات را جنایی اعلام کرد و به خاطر آن در ماه ژوئن و ژوئیه تعداد 5 نفر از کارگران نفت را در حال پیکت دستگیر نمود که با مجازات نسبتاً ملایمی تنبیه شدند.

به گفته حبا موریف مسئول دیده بان حقوق بشر در مصر” از سویی یک وحشت اقتصادی وجود دارد و بطور غریزی آنها می خواهند از ابزارهای سرکوب استفاده کنند و از سوی دیگر یک وضعیت سیاسی وجود دارد که براحتی نمی توانند بطور کامل این اعتصابات را در هم بکوبند.”

در ماه ژوئیه حکومت وادار به پذیرش فشار از جانب گروههای کارگری شد و وعده افزایش حقوق داد ـ همان کاری که حاکمان الجزایر و عربستان برای آرام کردن اوضاع انجام داده بودند.در مصر مقامات وعده افزایش  مرحله ای دستمزدها به کارگران دولتی دادند. اما اتحادیه گرایان تازه شکفته شکایت می کنند که حکومت هنوز شروع به ایفاد وعده افزایش حقوق نکرده است، هر چند در حال حاضر این افزایش دستمزد و حقوق ها خیلی اندک بنظر می رسد اما به گفته اتحادیه ها موج اعتصابات کنونی به خاطر عدم اجرای قانون دستمزدهاست.

اما اعتصابات کارگری کمتر از اعتصابات معلمان توجه جامعه را به خود جلب کرده است که با تعطیلی اجباری کلی یا نسبی 85 درصد از مدارس مصر قدرت خود را به نمایش گذاشتند.

اولین روز بازگشایی مدارس نیز برای یک هفته به تأخیر افتاده است و منجر به افزایش حس ناپایداری اجتماعی شده است. روز شنبه هزاران  تن از معلمان در جلو ساختمان کابینه در مرکز شهر قاهره که اندکی از میدان التحریر، نماد انقلاب مصر،
فاصله دارد راهپیمایی کردند. آنها خواهان افزایش دستمزدهای کنونی از 62 دلار به پانصد دلار در ماه هستند. معلمان همچنین در حال اعمال فشار برای تغییرات دور از دسترس در برنامه آموزشی کشور هستند و درخواست کلاسهای جدید برای آموزش حقوق بشر و دموکراسی دارند.

جلال الشعیف، معلم در قاهره که بعد از بیست و سه سال خدمت ماهانه 150 دلار دریافت می کند می گوید “رهبران جهان عرب در مصر و بقیه جاها مردم آزاد اندیشی را نمی خواهند که اراده آنها را به چالش گیرد، اما این همان چیزی است که انقلاب نامیده می شود. ما  اینجا آمده ایم تا نشان دهیم که کاری را که شروع کرده ایم، رها نمی کنیم”.

لینک مطلب در روزنامه واشنگتن پست

http://www.washingtonpost.com/world/middle-east/egypts-labor-movement-blooms-in-arab-spring/2011/09/25/gIQAj6AfwK_print.html

——————-

فراخوان به سازمانهای کارگری، جمعیتها و احزاب مدافع حقوق کارگران و حقوق انسان

اقدامات سرکوبگرانه مقامات مصر علیه رهبران وفعالين کارگری را محکوم کنید!

 بنا به اطلاعیه سيزده سپتامبر فدراسیون اتحادیه های مستقل مصر، اخیرا اقدامات سرکوبگرانه و خشونتبار علیه رهبران اتحادیه ها وفعالین کارگری که بخاطر رسیدن به حقوق اوليه واساسي کارگران مبارزه میکنند افزایش یافته است. طبق این اطلاعیه، مدیریت بعضی از شركتها، ازجمله شركت سوزوكی و شركت عام تجارت شتر، در روزهای گذشته، فعالین کارگری را از کار اخراج کرده و به کمیته های تحقیق و حتى نیروهای امنيتی و قضائی تحويل
داده اند و تهمتهای واهی و عاری از حقیقت به آنها نسبت داده اند. بعلاوه عده دیگری از رهبران اتحادیه ها را نیز با همان اتهامات واهی به همان مقامات حواله کرده اند.
این اقدامات در زمانی صورت میگیرد که نیروهای حاکم جدید در مصر در تلاش تحمیل عقبگرد به جنبش کارگری ای هستند که از سرکوبگری مبارک خلاصی یافته و در صدد است این پیروزی را به تغییرات حقیقی و واقعی در زندگی طبقه کارگر و شرایط مبارزاتی اش ترجمه کند.

مقامات نظامی در مصر قوانينی صادر کرده اند که به موجب آنها اعتصاب و تحصن کارگری ممنوع است.  واضح است که اعتصاب و تحصن
کارگری چیزی جز ابزارهای مشروع و قانونی موافق با ساده ترین استانداردهای بین المللی نيستند. حتى کار به جائی رسیده که قوانين فوق العاده را مجددا برقرار کرده اند كه ابزار دست حاکمیت مبارك در راستای سرکوب و ساکت کردن صدای مخالفانش بود. در این شرایط عجيب نیست اگر شاهد باشیم که نیروهای ارتش و پلیس به مردم معترض هجوم کنند و آنها را با تهمتهای جعلی “چماقداران” و نظير اینها به دادگاههای نظامی تحویل دهند.

مإ ضمن اعلام مجدد همبستگی با مطالبات برحق کارگران و زحمتکشان مصر برای تأمين یک زندگی شایسته انسان براي خود و خانواده هایشان، این اقدامات سرکوبگرانه

و این تلاشهای ارتجاعی برای به عقب برگرداندن عقربه های ساعت و زنده کردن قوانین جابرانه نظام مبارک را شدیدا محکوم میکنیم و همه سازمانهای کارگری و آزادیخواهان و مدافعان حقوق کارگران را فرامیخوانیم که صدای اعتراض خود را در محکوم کردن این اقدامات و شیوه های سرکوبگرانه که آزادی تشکل و اعتراض کارگران مصر را تهدید میکند بلند کنند. بیانیه های همبستگی خود را برای کارگران مصر و نامه های اعتراضی خود را برای مقامات حاکم ارسال کنید. بگذارید همه بدانند که ما کارگران مصر را در میدان رویاروئی با سرمایه داران تنها نخواهیم گذاشت.

شمال علی

هماهنگ کننده کمپین همبستگی با جنبش کارگری در مصر

‏2011‏-09‏-14

 ——–

 فدراسیون اتحادیه های مستقل مصر اقدامات سرکوبگرانه علیه اتحادیه های مستقل را محکوم میکند

13 سپتامبر2011

اقدامات سرکوبگرانه ای که رهبران کارگری و اتحادیه های مستقل با آن روبرو میشوند جز به این خاطر نیست که آنها از حقوق خود و همکارانشان دفاع میکنند و حق خود به اعتصاب و تحصن و تجمع مسالمت آمیز را پراتیک میکنند و این سرکوبگریها تعدی آشکار مقامات حاکم علیه کارگران و رهبران اتحادیه هاست.

بطور مثال ازجمله شورای مدیریت شرکت سوزوكی برای تحقيق به اتهام توزيع نشریات تحت تعقیب قرار گرفته و در جریان بازجوئی هم روشن شده است که آنها نشریاتی هستند که اتحادیه ها همچون ابزار ارتباط میان خود و اعضایشان منتشر کرده اند. مدیریت شركت همزمان دست به اخراج موقت رئیس کمیته و دبیر کل آن از کار زده است، همچنین رهبران اتحادیه مستقل کارگران شركت عمومی تجارت شتر هنگام اعتصاب کارگران برای درخواست حقوق خود، در معرض همان سرکوبگریها قرار گرفته اند، بطوریکه رئيس این اتحادیه برای تحقيق بر اساس اتهامات واهی و عاری از حقیقت (از قبیل تحریک به اعتصاب و غیره) به دادستانی احضار شده است، همان اتهامات که سابقا به روسای بسیاری از اتحادیه های مستقل و ازجمله رئیس اتحادیه کارگران جامعه ازهر و غیره نسبت داده شده است.

ما تمام آگاهیم که این قبیل رفتارها از طرف کارفرمایان (خواه دولت و خواه بزنسمن ها) با هدف ایجاد ترس و رعب در صفوف کارگران صورت میگیرد تا از این راه آنها را از پراتیک کردن حقوق خود و تعقیب خواسته هایشان منصرف کنند. حق اعتصاب و تشکیل آزادانه اتحادیه ها حق کارگران است و ممانعت از این حق ادامه عملکرد سرکوبگرانه نظام سابق است که به منظور خاموش کردن صدای کارگران تلاش میکرد که رهبران کارگری را با قطع مایحتاج زندگی زير فشار بگذارد و به این ترتیب از برپائی اعتصاب و تحصن و تظاهرات مسالمت آمیز آنها جلوگیری کند اما هیچگاه هم به این هدف نمیرسید.

بنابراین ما میگوئیم کارگران از پافشاری بر حقوق خود و پراتیک کردن حق اعتصاب و تحصن و تظاهرات مسالمت آمیز دست نکشیده اند و دست نخواهند کشید. همچنانکه از تشکیل آزادانه و بی قید و شرط اتحادیه هایشان کوتاه نخواهند آمد.

فدراسیون اتحادیه های مستقل مصر این اقدامات سرکوبگران را محکوم میکند و خواهان موارد زیر است:

1- سرعت بخشیدن به صدور قانون آزادیهای اتحادیه ای.

2- توقف فوری هرگونه اقدام سرکوبگرانه علیه رهبران اتحادیه ای.

3- لغو كلیه مقررات و قيد و بندهایی که حق اعتصاب و تحصن و تظاهرات مسالمت آمیز را جنائی میکند.

4- سرعت عمل در تحقق مطالبات کارگران.

زنده باد مبارزات كارگران مصر

اعتصاب حق ماست … تشكيل آزادانه اتحاديه ها حق ماست

فدراسیون اتحادیه های مستقل در مصر

13-09-2011

————————————————————–

اطلاعیه کمپین همبستگی با جنبش کارگری در مصر

در تداوم انقلابی که سلطه سرکوبگر مبارک را در هم پیچید و ضربه موثری به نظام  حاکم مصر وارد آورد، اکنون جامعه مصر به صحنه نبرد طبقاتی آشکاری در راستای
پیشبرد انقلاب علیه گرسنگی و فقر و ستم سیاسی و اجتماعی بدل شده است. شورای ارتش و  نیروها و جریانات بورژوائی با هرچه در توان دارند در تلاشند تا سلطه سیاسی
بورژوازی را بار دیگر تثبیت کنند و طبقه کارگر انقلابی و توده های ستمکش را دست  خالی به خانه برگردانند.
طی ماههای گذشته طبقه کارگر در مصر نبرد طبقاتی گسترده ای در جهت تداوم انقلاب و دفاع از حقوق خود  براه انداخته است که در خلال آن به منافع طبقاتی خود آگاهتر شده، آمادگی خود را
بالاتر برده و در مسیر سازماندهی صفوف خود گامهای مهمی برداشته است. گردنکشیهای شورای ارتش و حکومت جدید بورژوازی مصر در چند هفته اخیر علیه خواستها و حرکات
اعتراضی طبقه کارگر و توده های ستمکش، و فراتر از آن تلاش مستمرشان برای سرکوب  اعتراضات کارگری و پاسخ ندادن به خواستهایشان، موجب افزایش خشم و نارضایتی کارگران
شده و دست بردن به شیوه های موثرتر مبارزه را در دستور کارشان گذاشته است
در این مدت جنب و جوش وسیعی در صفوف رهبران و فعالین کارگری برای سازمان دادن اعتصابات گسترده با  هدف رسیدن به خواستهای اولیه طبقه کارگر جريان داشته است، تدارك وسیعی برای برپائی
اعتصابات بزرگ در بخشی از صنایع در روز دهم سپتامبر انجام گرفته است. متقابلا  شورای ارتش و حکومت مصر در ادامه مشی سرکوبگرانه خود با انتشار بیانیه مشترکی علیه
تلاش کارگران برای برپایی اعتصاب ایستاده اند و آنها را به سرکوب و زندان تهدید کرده اند.
در دل این نبرد طبقاتی که در مصر براه افتاده است، ما کمپینی را برای جلب همبستگی جهانی با جنبش کارگری در مصر اعلام میداریم. هدف کمپین کسب وسیعترین حمایت جهانی از تحرک اعتراضی
کارگران مصر و مطالبات برحق آنان، اعمال فشار بر ارتش و حکومت مصر در جهت گردن نهادن به خواستهای کارگران و در همانحال تلاش متحدانه برای خنثی کردن و به شکست
کشاندن هرگونه تهدید تعرض و سرکوب ارتش و حکومت مصر علیه کارگران بپاخاسته است.
در این رأستا جنبش جهانی طبقه کارگر، همه تشکلها و اتحادیه های کارگری، احزاب و سازمانهای سوسیالیستی و کارگری و کلیه مدافعان آزادی و عدالت و حقوق انسان در سراسر جهان را
به همبستگی با جنبش کارگری مصر و مقابله علیه تهدیدات شورای ارتش و حکومت مصر فرا میخوانیم. با اعلام پشتیبانی از مبارزات کارگران مصر و محکوم کردن هرگونه تعرض و
تهدید و سرکوب آنان توسط ارتش و حکومت مصر سهم خود را در به پیروزی رساندن این اعتراضات و تحقق خواسته های کارگران مصر ایفا کنید.
کمپین همبستگی با جنبش کارگری مصر تلاش میکند در همه سطوح امکانات موجود را برای جلب وسیعترین حمایت افکار عمومی جهان از طبقه کارگر مصر و افشای سیاست سرکوب بورژوازی و دولت مصر فعال
کند و با براه انداختن یک تحرک عملی گسترده در پشتیبانی از جنبش کارگری مصر و فشار آوردن بر حاکمیت بورژوازی مصر پشت جبهه و تکیه گاه انترناسیونالیستی نیرومندی برای
پیشروی تحرکات  کارگران مصر و پیروزی اعتصابات شان فراهم سازد.
ريبوار احمد، فاتح شيخ، فارس محمود و شمال علی
هشتم -سپتامبر ٢٠١١
  https://egyptianworkers.wordpress.com/
solidarity.eworkers@gmail.com

One response to “Persian”

  1. Shamal Ali says :

    مصاحبە با رادیو پرتو در مورد کمپین همبستگی با جنبش کارگری مصر

    http://www.radiopartow.com/Barnameha/09-sep-2011/RP-09sep2011-Shamal.ram

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: